<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای محمود طياري</title>
	<atom:link href="http://tayari.ir/?feed=comments-rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tayari.ir</link>
	<description>نويسنده، شاعر، نمايشنامه‌نويس</description>
	<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 02:23:02 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.2</generator>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای یادداشتی بر اجرای نمایش گوسفند دوخان با علیرضا</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=532#comment-121</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=532#comment-121</guid>
		<description>به اعتبار سخن فردوسی؛
که رستم یلی بود در سیستان/منش کردمش رستم داستان:
حاشا؛ متونی این چنین است که به اعتبار یک اسطوره می افزاید؛ جاودانش می کند و نام‌‌اش را به قد و قامتِ بارگاه‌ش؛ بلند می‌گیرد.
اگر چه اجرای بی گرد و خاک نمایش «گوسفند دوخان» را بیش از یک دهه ‌ی پیش؛ روی صحنه‌ای متبرکْ به خاکه‌ی بارانِ رشت،‌ دیده، اما؛ خوانش این متن، که ایماژ و صور خیال را تا پشتِ پلک‌ می‌کشاند، سبب شد؛ با لبی خشک و دهانی بسته؛ در انتظار فـَلـَق نشسته؛ چشمی تر کنم.
در پوست کشی صورتک که نه ماسماسک تئاتر ملی از “یافت آباد” و “دباغ خانه‌ی تئاتر معاصر” که بگذریم؛ جز چرم مصنوعی وارداتی یافت نمی شود و بس! لاجرم:
با معطل ماندن متون نمایشی میهنی، از چاپ تا اجرا، معلوم است؛ از این همه بادی که به شیپور و کُرنا دمیده می شود؛ فقط گرز رستم است که روی کاغذ بودجه؛ خمیده می شود!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به اعتبار سخن فردوسی؛<br />
که رستم یلی بود در سیستان/منش کردمش رستم داستان:<br />
حاشا؛ متونی این چنین است که به اعتبار یک اسطوره می افزاید؛ جاودانش می کند و نام‌‌اش را به قد و قامتِ بارگاه‌ش؛ بلند می‌گیرد.<br />
اگر چه اجرای بی گرد و خاک نمایش «گوسفند دوخان» را بیش از یک دهه ‌ی پیش؛ روی صحنه‌ای متبرکْ به خاکه‌ی بارانِ رشت،‌ دیده، اما؛ خوانش این متن، که ایماژ و صور خیال را تا پشتِ پلک‌ می‌کشاند، سبب شد؛ با لبی خشک و دهانی بسته؛ در انتظار فـَلـَق نشسته؛ چشمی تر کنم.<br />
در پوست کشی صورتک که نه ماسماسک تئاتر ملی از “یافت آباد” و “دباغ خانه‌ی تئاتر معاصر” که بگذریم؛ جز چرم مصنوعی وارداتی یافت نمی شود و بس! لاجرم:<br />
با معطل ماندن متون نمایشی میهنی، از چاپ تا اجرا، معلوم است؛ از این همه بادی که به شیپور و کُرنا دمیده می شود؛ فقط گرز رستم است که روی کاغذ بودجه؛ خمیده می شود!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نگاه آسمانی با علیرضا</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=518#comment-106</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=518#comment-106</guid>
		<description>تابش لورکایی این شعر؛ هر "سپده ی آهاری"یی را مچاله می کند! 
چهار نعل با تسمه ی کشیده ی زبان؛ تا کجای شعر رکاب به ماه و؛ مِه می زنید؟
اسبِ سیاه زمان به تاخت و 
شبِ شوم سرنوشت به باخت (؟)؛ 
حاشا "این" اسب نمی تواند؛ بی سوار باشد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تابش لورکایی این شعر؛ هر &#8220;سپده ی آهاری&#8221;یی را مچاله می کند!<br />
چهار نعل با تسمه ی کشیده ی زبان؛ تا کجای شعر رکاب به ماه و؛ مِه می زنید؟<br />
اسبِ سیاه زمان به تاخت و<br />
شبِ شوم سرنوشت به باخت (؟)؛<br />
حاشا &#8220;این&#8221; اسب نمی تواند؛ بی سوار باشد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای موشی که هیولا می شود! با علیرضا</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=477#comment-104</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=477#comment-104</guid>
		<description>نقدمستر موش؛ مشوشم کرد! فوق العاده بود؛ باید خود مستر موش را دوباره بخوانم. این نقد یک بمب کاغذی است و در شأن اثری که اتمی نوشته شده است!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نقدمستر موش؛ مشوشم کرد! فوق العاده بود؛ باید خود مستر موش را دوباره بخوانم. این نقد یک بمب کاغذی است و در شأن اثری که اتمی نوشته شده است!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای توقف ممنوع! با کیا</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=499#comment-98</link>
		<dc:creator>کیا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=499#comment-98</guid>
		<description>با سلام خدمت استاد گرامی
نوشته های سال66 چه امروزی است
زیباست و گویا
لذت بردم
کلبه ما را منور به نور اقدام خود گردانید
این دل من شب است و گر چشم تو شمع دل شود
نور از آن دیده خود بر شب من عیان کنی
با آرزوی بهترین ها برای شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خدمت استاد گرامی<br />
نوشته های سال۶۶ چه امروزی است<br />
زیباست و گویا<br />
لذت بردم<br />
کلبه ما را منور به نور اقدام خود گردانید<br />
این دل من شب است و گر چشم تو شمع دل شود<br />
نور از آن دیده خود بر شب من عیان کنی<br />
با آرزوی بهترین ها برای شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بچه های پشت مسجد! با هیچکس</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=461#comment-96</link>
		<dc:creator>هیچکس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=461#comment-96</guid>
		<description>«هملت با سالاد فصل» چه چسبید برای شام تنهائی ام در تهران 70، چه نشناخته شناختگانی اند بزرگان ادب در این دیار، رادی ادب-کوهی بود که ما آسفالت نوردها کم شناختیمش ، یادش به خیر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>«هملت با سالاد فصل» چه چسبید برای شام تنهائی ام در تهران ۷۰، چه نشناخته شناختگانی اند بزرگان ادب در این دیار، رادی ادب-کوهی بود که ما آسفالت نوردها کم شناختیمش ، یادش به خیر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تعمیرگاهِ عشق با افشین</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=505#comment-95</link>
		<dc:creator>افشین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=505#comment-95</guid>
		<description>...پس از رج خواندن این قالیچه ی دستبافت خوش نگار، آن گونی ناموزون را فی البداهه در وبگاهتان، از کلمات بی نوا بافتم. همان به که در پستو گذاشتید! پاینده باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230;پس از رج خواندن این قالیچه ی دستبافت خوش نگار، آن گونی ناموزون را فی البداهه در وبگاهتان، از کلمات بی نوا بافتم. همان به که در پستو گذاشتید! پاینده باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای توقف ممنوع! با افشین</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=499#comment-92</link>
		<dc:creator>افشین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=499#comment-92</guid>
		<description>...سلام استاد، میمونی را بیاد می آورم در جنگل های هند، که هرچه میوه این و آن بومی به دستش می دادند، می گرفت و باز می گرفت، تا جائی که در تلی از آن نیمه مدفون شد و باز دست دراز می کرد...انسان بودن دشوارترین شیوه ی زندگی است، و انسان شدن دشوارترین گونه ی تنهائی ...روح جاری در اکسیری که از کلمات می سازید، همچون بخار محوی در جائی برون از این کلمات، دل و جان مدهوش می کند...پاینده باد این جوشش جادوئی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230;سلام استاد، میمونی را بیاد می آورم در جنگل های هند، که هرچه میوه این و آن بومی به دستش می دادند، می گرفت و باز می گرفت، تا جائی که در تلی از آن نیمه مدفون شد و باز دست دراز می کرد&#8230;انسان بودن دشوارترین شیوه ی زندگی است، و انسان شدن دشوارترین گونه ی تنهائی &#8230;روح جاری در اکسیری که از کلمات می سازید، همچون بخار محوی در جائی برون از این کلمات، دل و جان مدهوش می کند&#8230;پاینده باد این جوشش جادوئی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای توقف ممنوع! با فکرآزاد</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=499#comment-91</link>
		<dc:creator>فکرآزاد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=499#comment-91</guid>
		<description>با این که این شعر در سال 66 سروده شده ولی به روز است. تصویرسازی در آن بسیار قوی است و به نظرم می تواند دستمایه یک فیلم کوتاه و جذاب باشد. دست مریزاد استاد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با این که این شعر در سال ۶۶ سروده شده ولی به روز است. تصویرسازی در آن بسیار قوی است و به نظرم می تواند دستمایه یک فیلم کوتاه و جذاب باشد. دست مریزاد استاد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای توقف ممنوع! با علیرضا</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=499#comment-90</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=499#comment-90</guid>
		<description>وقتی این شعر رو می خونم؛ تصویری که در کودکی براش ساخته بودم رو به خاطر می آورم. با ویرایش جدیدش هم ارتباط برقرار کردم. 
یه جورایی خاصی می ره جلو؛ اگه دیالوگ داشت می گفتم یه مینی نمایشنامه است!
آدم دلش برای شعر و شاعر و به خصوص خودش می سوزه! از نگاه کردن به ماشین های شاسی بلند؛ دهن مردم آب می افته؛ با خوندن این شعر ما چشممون آبکی شد! 
بگذریم از این آبکی دیدن و نظر دادن! 
یه جورایی باورم شد همه مون از لبه یه لیوان چرک و نَشُسته داریم؛ تلخآب زندگی رو سر می کشیم! 
باز ولش! نمی دونم چرا هر وقت دهنم رو باز کردم؛ یک ساعت بعد پشیمون شدم! دارم تمرین می کنم با دهن بسته خمیازه بکشم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی این شعر رو می خونم؛ تصویری که در کودکی براش ساخته بودم رو به خاطر می آورم. با ویرایش جدیدش هم ارتباط برقرار کردم.<br />
یه جورایی خاصی می ره جلو؛ اگه دیالوگ داشت می گفتم یه مینی نمایشنامه است!<br />
آدم دلش برای شعر و شاعر و به خصوص خودش می سوزه! از نگاه کردن به ماشین های شاسی بلند؛ دهن مردم آب می افته؛ با خوندن این شعر ما چشممون آبکی شد!<br />
بگذریم از این آبکی دیدن و نظر دادن!<br />
یه جورایی باورم شد همه مون از لبه یه لیوان چرک و نَشُسته داریم؛ تلخآب زندگی رو سر می کشیم!<br />
باز ولش! نمی دونم چرا هر وقت دهنم رو باز کردم؛ یک ساعت بعد پشیمون شدم! دارم تمرین می کنم با دهن بسته خمیازه بکشم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای بچه های پشت مسجد! با عالی پیام (هالو)</title>
		<link>http://tayari.ir/?p=461#comment-83</link>
		<dc:creator>عالی پیام (هالو)</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tayari.ir/?p=461#comment-83</guid>
		<description>درود بر استاد بزرگ
نمایشنامه ی اپرای پیازتان را خواندم
محشر کبراست.
سبز باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر استاد بزرگ<br />
نمایشنامه ی اپرای پیازتان را خواندم<br />
محشر کبراست.<br />
سبز باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
