اردیبهشت ۲۳


آن آشنا ببین، ‌که چه بیگانه می‌رود
ما را رها به حال خود، از ‌خانه می‌رود
او بی‌صدایِ پا به هرجا که می‌رود
دلْ آشنای ما ست که دزدانه می‌رود
مرغ دلم به پرپر ‌و، ‌کس بی خبر از او
دامی به پیش روی و پی ِدانه می رود
ما را که دل به نیاز‌ست، خاطرش‌ به اِعزاز- (۲
آخر عزیز کیست که دُردانه می رود !
هرگز مباد بشنوم این راز‌، از او مگوی:
با هرکه می‌رود، خوش و مستانه می‌رود!
دل در تلاطم و چشمم به ماتم است
فرزانه این عجب‌ پیِ دیوانه می رود!
خاری به پای گل نرود، در حریم باغ
بر گرد شمع، نه که‌ پروانه می رود
معشوق هر کجا که رود، دل به راه اوست
عاشق به راه دل، نه که رندانه می رود؟!

محمود طیاری
بیست سوم مهر ۹۶ ——————————————-
۱ ) عزیز دُردانه، برگزیده، مطلوب، محبوب. معانی دیگر:
دلخواه، دلپسند، خواستنی، دوست داشتنی، به خواسته،
۲) اِعزاز = احترام، اکرام، بزرگداشت، پاس، حرمت، گرامی داشت.
شاهد:—————
۱)- وه که دیوانگی ِعشق، ترا
عقل ِپُرحیله چه ِاعزاز کند. عطار نیشابوری

نوشته شده توسط admin


نظر بدهید