اردیبهشت ۲۳

قالی سلیمان

بر من آوردند خبر ، او زین حوالی می‌رود
او دلی از من نبُرد و، دست خالی می‌رود!
جایگاه عشق ، پنهان ماند آخر نزدِ او
در خیالی آمد و با بی خیالی می‌رود!
ذرّه پنهان کی بماند آفتابِ عشق را
چون غروب افتد بر بامِ سفالی می‌رود!
من اگر بند- م ، پای کس نیافتم بی‌گمان
گردنِ معشوق چون ‌دُرَ و لِئالی۱ می‌رود!
بی مثالی را مثالم ، آخرِ هر ماه نیز
ماه ، ماه است؛ گرچه تابان، یا هلالی می‌رود!
بوریا (۲) در خانه دارم ، دل بر او بندم اگر
با سلیمان (۳) هم سفر او روی قالی می‌رود!
محمود طیاری
رشت . آبان -۹۷
——————————–
۱) لَئالِی – مرواریدها : مفرد: لُؤلُؤ – مرجان.
۲) -: بوریا – حصیر.زیرانداز
۳) – حضرت سلیمان فرزند و وارث حضرت داود. از پیامبران. قالیچه حضرت منسوب به اوست!

 

اجرای استاد محمود طیاری

نوشته شده توسط admin


نظر بدهید