اردیبهشت ۲۳


باغ عدن

من بی تو بگو، کجا می‌شد بروم
یا از تو مگر جدا، می‌شد بروم؟
از خانه عشق برون می‌شد رفت
از قلب شما، چرا… می‌شد بروم؟
ما از تو یکی لب به دعا بگرفتیم
ناکرده به تو دعا، می‌شد بروم؟
گیرم تو نِهی، یاور تنهایی من
انصاف تو کو، کجا می‌شد بروم؟
در سینه، گر عشق تو، بفشرده دلم
با بُغضِ گلو، تنها می‌شد بروم؟
نا خورده یکی گندم، افتاده برون
آخر که نه، بی شما می‌شد بروم؟
ما را ز پلِ صراط گذر می‌دادی
با آتش زیر پا، می‌شد بروم؟
گیرم بتوانی تو بی من بروی
با دردِ تو، بی دوا، می‌شد بروم؟

محمود طیاری
رشت.تیرماه ۹۹

نوشته شده توسط admin


نظر بدهید